برو ساقی ، مده باده

.

تفنگ از دست نازیها نیفتاده

.

.

هنوز از پشت هر دیوار صدای کینه می آید برون هر شب

.

میان شعله های سر کشیده تا فلک از خشم

.

پشیزی نیست مرگ کودکی در تب

.

.

چه شوری تا پیاله سر کشم از نو

.

وقتی پیر فرزانه ،نژادِ خویش را والا ترین داند

.

و چونان جاهلی مغرور و بی افسار ، بی برهان و استدلال

.

موءمن پای حرف خویش میماند.

.

.

برو ساقی نشو ساده

.

که بعد از قرنها حسرت

.

 ستم بر دختران از رسم تازیها نیفتاده

.

.

برو این دلخوشیها را زمین بگذار

.

به راه مردمان روزگارت جان و دل بسپار

.

تو که تسکین آلامی به ایامی که حتی خویشتن با من نمیسازد

.

به شوقم دست می یازد.

.

تو که تنها ترین کامِ زمین  را بهرِ  من داری

.

به پای  خنده های ناگزیرم  اشک میباری

.

قسم بر ساحت هر پیک ، نی ام تندیسِ بدبینی

.

ببین ساقی سقوط قهرمانان را

.

حقیقت چیزِ دیگر بود

.

خدا با روسیاهان مهربان تر بود

.

.

بیا یارم

.

بیا بنشین کنار من که بیمارم

.

بیا اما به جای ساغر و مینا

.

 بساط کوچ را امشب کن آماده

.

کسی پیش از تو دستِ من

.

شراب شوکران داده.

 

آرش

27/8/90

آزاد و سربلند باشید.

 

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
halle

ye ruze khub miad...

نجمه دهقاني

عالي بود. محشر بود ارش جان

سامان

سلام عزیزززززززززززززززززم. عالی بود. ممنون

M e h d i

چگونه این بغض را اینهمه نگه داشتی؟، چگونه این فریاد را با این ضرب اهنگ هارمونیک ترانه کردی؟، کی دوباره تونستی نفس بگیری... ؟

علی زبید

عالی بود مثل همیشه

هزاربهار

سر به زیر افتادگانیم در این چراگاه بزرگ....

halle

یه روز خوب میاد که ما هم نکشیم بهم نگاه بد نکنیم باهم دوست باشیم و دست بندازیم رو شونه های هم مثه بچگی ها تو دبستان هیچکدوم مونم نیستیم بیکار درحال ساخت و ساز ایران واسه اینکه خسته نشیم اینبار من خشت میذارم تو سیمان بعد این همه بارون خون بالاخره پیداش میشه رنگین کمون دیگه از سنگ ابر نمیشه آسمون به سرخی لاله نمیشه آب جو موذن اذان بگو خدا بزرگه بلا بدور مامان امشب واسمون دعا بخون تاجاییکه یادمه این خاک همیشه ندا میداد یه روز خوب میاد که هرج و مرج نیس و تو شلوغی ها به جا فحش بهم شیرینی میدیم و زولبیا،بامیه همه شنگولیم همه چی عالیه فقط جای رفیقامون که نیستن خالیه خون میمونه تو رگ وآشنا نمی شه با آسمون و آسفالت دیگه فواره نمیکنه،لخته نمیشه هیچ مادری سر خاک بچه نمیره خونه پناهگاه نیست و بیرون جنگ وای تو مثل بم ویرونم یا اصلا مثه هیروشیما بعد بمب نمیدونم دارم آتیش میگیرم واینو میخونم شاید پیش خودت فک کنی دیوونم ولی یه روز خوب میاد اینو میدونم راستی وقتی یه روز خوب میاد شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی ها نا امن و خراب نیست

ودود

خدا با روسیاهان مهربان تر بود ؟؟....... سونامی زیبایی در شعرت ویران می کند رفیق !!! چه ساده گوش کلمات را می پیچی و به کارشان می گیری !

علی

دیرگاهیست بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی عادت کرده ایم به زمین زمین جای گرم و نرمیست چه خیال اگر چشمهایمان را خواب چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!

شیرین

سلام پیشاپیش عید بر شما مبارک