رکود

.

 

پیش رو نمایشی مکرر است.

.

غم شبانه روز گم نموده ، خاطرم مکدّر است.

.

هر چه رنگ میزنم به جام ، طعم میدهم به چای

.

هوای زندگی عوض نمیشود

.

 هیچ در سر است.

.

نعره ام از این بلند تر نمیشود که خواب مور بشکند

.

 آهِ کهنه پر کشد به آسمان.

.

نوحه ای بدست من نبوده هیچوقت .

.

حدیث حفظ کرده ای نمیکنم بیان.

.

این نگاه خسته ام هزار خسته را کنار خویش میخکوب میکند.

.

شکوه های بیکرانهء دلم به عرش بوسه میزند.

.

گناه من که نیست آسمان اگر به گوش پنبه کرده یا کر است.

.

خسته ام ز هر چه هست.

.

کمی هوای مرگ کرده ام دلم پر است.

.

رنگ تازه ای نبینم و امید ، دلخوشی ندارم و بهانه ای جدید.

.

جهان من تداعی ِ سراسر است.

.

آزاد و سربلند باشید.

آرش

/ 7 نظر / 8 بازدید

من از اين خسته ام كه مي بينم تيرگي هست و شب چراغي نيست پشت ديوارهاي تو در تو ، هيچ سبزينه اي ز باغي نيست روزهاي دروغ و صد رنگي پوچ و خالي ز دل سپردن ها روزگار پليد و دژخيمي بر سر دار ، يار بردن ها روزگار هلاك بلبل ها جغد ها را به شاخه ها ديدن روزگاري كه نيست ديگر هيچ در كت مردها پلنگي نه من از اين خسته ام ....

هاله

ااااااا اسمم پاک شده بود

M e h d i

فكر ميكنم كه يه سقفي بايد شكافته بشه...

مونالیزا

numb .جبر اختیار جان و جسه مرا گرفته است/تو می خندی /من/فقط خنده ام گرفته است.نورانی وامیدوار

م.ع

قهوه ی روی میزم رو مزه میکنم.تلخه.تلخیه قهوه رو خیلی دوست دارم.میرم توی فکر...گاهی وقتها میشه تلخ اما دوست داشتنی بود مثل قهوه.گاهی میشه تلخ و ذوست نداشتنی اما مفید بود مثل شربت سرما خوردگی.گاهی میتونیم شور اما دلچسب باشینم مثل یک لیوان دوغ خنک.میشه شیرین اما دل بهم زن بود مثل شیرینی که شکرش زیاده.میشه همه جور بود...مگه چه اشکالی داره..غیر طبیعی باشم ..خب باشم..مگه چی میشه؟این همه اتفاق عجیب توی دنیا میفته منم یکی از اونا. م.ع

M e h d i

آرش چرا چيزي نمي نويسي... ؟

م.ع

انگار بی خیال بالگت شدی ؟بابا بی خیال[خواب]